داستان کوتاه انگلیسی Kimberly’s Acting - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 19:37
فارسی انگلیسی کیمبرلی به عنوان یک منشی کار می کند. او به تلفن پاسخ می دهد و نامه ها را تایپ می کند. او قهوه درست می کند، و به اداره پست می رود. او کارش را دوست ندارد. او کسل شده است! “من دوست دارم کاری هیجان انگیزتر انجام دهم.”، او فکر می کند، “من یک کار هیجان انگیز می خواهم!” Kimberlyxa0works as a ...
داستان کوتاه انگلیسیNicole’s Drums - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 19:37
فارسی انگلیسی نیکول یک درام ست (مجموعه تبل) جدید دارد. او زدن درامز را دوست دارد. او تمام وقت زدن درام را تمرین می کند. Nicolexa0has a new set of drums. She likes playing the drums. She practices playing the drums all the time. والدینش به او می گویند، “نیکول، ما خوشحالیم که تو درامز را دوست داری، ام...
داستان کوتاه انگلیسیLanguage Confusion - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 19:37
فارسی انگلیسی لارا در فرودگاه است. او منتظر پروازش است. پرواز او به برلین است، و 4 ساعت فاصله دارد (4 ساعت به آن مانده). لارا به اطراف فرودگاه قدم می زند و به مغازه ها نگاه می کند. او اوقات خوبی دارد. (به او خوش می گذرد) Lauraxa0is at the airport. She waits for her flight. Her flight is to Berlin, a...